يك سينه غرق مستي دارد هواي باران....ازاين خراب رسوا امشب دلم گرفته امشب خيال دارم تاصبح گريه كنم....شرمنده ام خدايا امشب دلم گرفته خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن کوروش کبیر اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. کوروش کبیر آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است .کوروش کبیر وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر مي کنند، نه رفتار و عملکرد شما .کورش کبیر سخت کوشي هرگز کسي را نکشته است، نگراني از آن است که انسان را از بين مي برد .کوروش کبیر پيش از آنکه پاسخي بدهي با يک نفر مشورت کن ولي پيش از آنکه تصميم بگيري با چند نفر .کوروش کبیر تنها راهي که به شکست مي انجامد، تلاش نکردن است .کوروش کبیر دشوارترين قدم، همان قدم اول است .کوروش کبیر عمر شما از زماني شروع مي شود که اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد .کوروش کبیر آفتاب به گياهي حرارت مي دهد که سر از خاک بيرون آورده باشد .کوروش کبیر اگر کسی يک روز دلت رو شکست صداش رو در نيار ... چون يک روز دلش ميشکنه و بد جور صداش در مياد ... در آغوش خــــــدا گریستم تا نوازشم کند پرسید : فرزندم پس حوایت کو ؟؟ اشک هایم را پاک کــــردم و گفتـــــم : در آغوش آدم دیگریست . خدایا تو مراببخش!!!! که محتاج ماندن خلقت هستم!!! هرچی صادق تر باشی بيشتر بهت دروغ ميگن هر چی دلسوزتر باشی بيشتر سرت کلاه ميذارن هرچی قلبتو آسونتر در اختيار بذاری راحت تر لهش ميکنن هر چی آرومتر باشی فکر ميکنن آدم ضعيفی هستی هر چی بيشتر به فکر ديگران باشی بيشتر حقتو ميخورن هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن چی میذاشتی؟؟؟؟ معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ دخترك خیره شد و داد زد: مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم! اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
مگر می شود آدم فقط یک بار عاشق بشود،عشق ابدی فقط حرف است،پیش می آید که آدم خیلی خاطر کسی را بخواهد،اما همیشه وقتی آدم فکر می کند که دلش سخت پیش یکی گرفتاراست،یک دفعه، یک جایی، می بیند که دلش، ته دلش، برای یکی دیگر هم می لرزد.اگر باوفا باشد، دلش را خفه می کند و تا آخر عمر حسرت آن دل لرزه برایش می ماند. اگر بی وفا باشد،میلغزد و همه ی عمرش عذاب گناه بر دلش میماند.هیچ کس حکمتش را نمی داند....حالا با خود آدم است که حسرت را بخواهد یا عذاب گناه را.یکی را باید انتخاب کند؛ فرار ندارد".
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم
گفت:خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . .
| Design By : Night Melody |



